تبلیغات
دلنوشته های ما سه تا - پیشگویی های زرتشت
یکشنبه 27 تیر 1389  06:39 ب.ظ
نوع مطلب: (دل نوشته ها ،) توسط: نیکسا

سلام میدونم خیلی دیر به دیر میام آخه تو اون وب جدید  میرم و دیگه کمتر اینجا میام.

خوب امروز میخوام براتون یه مطلب جالب درباره پیشگویی های زرتشت بذارم. این و از کتاب درباره ظهور و علائم ظهور نوشته «صادق هدایت»  برداشتم . زیاده اما من چند تا شو براتون مینویسم.

1-گشتاسپ شاه پرسید که : این دین اویژه چند سال روا (رایج)باشد و پس از آن چه هنگام و زمان رسد؟

جاماسب بیتخش گفتش که: این دین هزار سال روا باشد پس آن مردمانی که اندر آن هنگام باشند همه بمهر دروجی (پیمان شکنی)

ایستند ، با یکدیگر  کین و رشک و دوغ کنند و به آن چم(سبب)ایرانشهر (مملکت ایران) را بتازیان بسپارند و تازیان هر روز نیرومند تر شوند و شهر شهر فراز گیرد.

2- همه ایرانشهر به دست آن دشمنان رسد و انیران(بیگانگان)  اندر ایرانیان گمیزند(اختلاط کنند) چنانکه ایرانی از نا ایرانی پیدا نباشد، آن ایرانی با زنا ایرانی باشد.

3-سوار پیاده و پیاده  سوار باشد . بندگان براه آزداگان روند هر چند آزادی به تنشان مهمان نباشد ( ولیکن آزادگی در وجودشان یافت نشود)

4- و مردمان بیشتر به فسوگری (دلقکی)وا وارون کنشی (نابکاری) گردند و مزه راست را ندانند مهر و دوشارم(دلبستگی)ایشان به دهی (پستی) باشد.

5-و هر کس کاری کند کردار او را دیگری نپسندد. و سختیو الائیه(زیان)ایشان  از آن برسد ، که زندگی بی مزه شود و به مرگ پناه ببرد.

6-ومردمان نامرد (زن صفت)نا پیدا(گمنام)به پیدایی رسند و زور و گواهی نادرست و دروغ فراخ شود.

7-و همه نابین و ناپیدا شوند و نیز بسیاری گنج و خواسته شایگان بدست و پادشاهی  (در اختیار )دشمنان رسد و مرگ بی زمانه(بی موقع ) بسیار باشد.

 

 

 

 


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 31 تیر 1389
نظرات()   
   
How do you get taller?
شنبه 14 مرداد 1396 06:08 ق.ظ
Why viewers still make use of to read news papers when in this technological globe all is presented on net?
How do you get taller in a day?
شنبه 7 مرداد 1396 03:11 ب.ظ
Hi I am so glad I found your weblog, I really found you by
mistake, while I was researching on Yahoo for something else, Anyhow I am here now and would just like to say thank you for a incredible post
and a all round exciting blog (I also love the theme/design), I don’t have time to browse it all at the minute but I have bookmarked
it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be back to read more, Please do keep up the excellent jo.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 10:44 ق.ظ
You ought to be a part of a contest for one of the highest quality sites online.
I most certainly will highly recommend this web site!
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:22 ق.ظ
I couldn't resist commenting. Exceptionally well
written!
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:39 ق.ظ
What i do not understood is if truth be told how you're no longer actually much more well-favored than you may be right now.
You are very intelligent. You realize therefore significantly in relation to this subject, produced me for my part believe it from so
many numerous angles. Its like women and men are not fascinated until it's one thing to accomplish with Girl gaga!
Your personal stuffs excellent. Always handle it up!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 08:51 ق.ظ
Someone necessarily help to make significantly articles I might
state. That is the very first time I frequented your web page and up to now?
I amazed with the analysis you made to make this particular post extraordinary.
Excellent task!
BHW
یکشنبه 20 فروردین 1396 10:15 ب.ظ
If some one wants to be updated with latest technologies after that he
must be pay a quick visit this web page and be up to date every day.
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 06:17 ب.ظ
Hey fantastic website! Does running a blog like this take a great deal
of work? I have absolutely no knowledge of programming but I had
been hoping to start my own blog soon. Anyways, should you have any ideas or techniques for new blog owners please share.
I understand this is off topic but I just had to ask.

Many thanks!
كامران
یکشنبه 3 مرداد 1389 12:03 ب.ظ
درباره پی ام باید بگم كه


یه مشگلی داشت یاهوی من


همین وارد میشودم دی سی میشود



كه درست شد
پاسخ نیکسا : خوب همین دیگه
من ساعت 12 مدرسه بودم .
گفتم ساعت 3
حالا که نیستی ساعت 5 میام اگه تا اون موقع این و خونده باشی
كامران
شنبه 2 مرداد 1389 04:01 ب.ظ
نیستی عزیزم ؟


من اومدم ولی شما نبودی



میخواستم حرفی رو بگم بهتون


خیلی مهم بود ولی حالا كه نیستی


باشه بعدا
پاسخ نیکسا : برات پی .ام گذاشتم که چرا نیومدم
كامران
شنبه 2 مرداد 1389 03:46 ب.ظ
سلام خوبی شما من اومدم


هستی ؟ ساعت 4
پاسخ نیکسا : نبودم
كامران
شنبه 2 مرداد 1389 01:42 ب.ظ
سلام خوبید شما

--------
روزی هزار تا آپ

من هم قبلا سیستم آمارگیر رو تعغیر دادم


وبلاگم به وبلاگ های سیاه پیوست


محمد تو هم برو شمارتو واصه خودت نگه دار


نه باهات تماس گرفته میشه نه میخواد

به حرفات گوش داده بشه نه میخواد بیایی اینجا شماره بذاری



-------

بگذریم


نظر اینو پاك كن ممنون


اومدم سری بزنم
پاسخ نیکسا : چشم.
foolish girl
شنبه 2 مرداد 1389 09:33 ق.ظ
سلام م م م عسیسم

وب نازی داری

به من هم بسر
foolish girl
شنبه 2 مرداد 1389 09:32 ق.ظ
كامران
جمعه 1 مرداد 1389 06:04 ب.ظ
سلام


خسته نباشید



فرداهای با هم بودن را برای خودم تصور كردم


تمامشان را دیدم در خواب دیدم


ولی افسوس كه امروز تا فردا فاصله ای دارد



كه آغاز فردا چیزی در انتطار نخواهد بود



ولی امروز چرا همه چیز هست


چون من هستم با خود


پس به فرداها نمی اندیشم


چون باعث دگرگونی من خواهند شد



و باعث میشود دیواری بین من و تو به وجود آید


پس امروز را در میابم


شاید تصویری زیبا از خاطرات گذشته بماند


و همین



به رسم ادب سلام دوباره عرض میكنم

بابت اینكه نگران ما بودید ممنون

redlove
پنجشنبه 31 تیر 1389 09:01 ب.ظ
کاراتن که منو کشتن خیلی آخه درس می خونی !!!در ضمن من هم تنوع
می خوام هم تحول که از تو به دوره مگه نه؟؟
می دونی اصلا تقصیر من میام نظر
می دم اونم از نوع مهربونش
پاسخ نیکسا : بابا تابستون ولمون کن.
كامران
پنجشنبه 31 تیر 1389 11:06 ق.ظ
آهای ناز نمک دار / منم عاشق تب دار / ببین دل تو دلم نیست / واسه لحظه ی دیدار !



پاسخ نیکسا : در قلبتو واسه کسی باز نکن ، هر کی که دوستت داره خودشم کلید داره.
كامران
پنجشنبه 31 تیر 1389 11:02 ق.ظ
گلهای بهشت سایبانت / یک دسته ستاره ارمغانت / یک باغ از گلهای نرگس / تقدیم وجود مهربانت .









تو کی هستی که همه فکر و خیالم شده تو / تو شدی زندگی من ، همه یادم شده تو / یاد تو در خاطراتم وقتی پیدا می شود / می رود دنیا ز یادم چون که یادم شده تو .










قاصدک ! شعر مرا از بر کن ، برو آن گوشه ی باغ ، سمت آن نرگس مست و بخوان در گوشش و بگو باور کن ، یک نفر یاد تو را دمی از دل نبرد .









دوستی مثل درخته ، اینکه چقدر میتونه بلند بشه مهم نیست ، اینکه چقدر ریشه اش میتونه عمیق بشه مهمه .







یعنی من و تو دوستیم : نه خوب من

یه حس دیگه بهت دارم ( حالا )



تو آسمون قلبم خدا خودش نوشته / یه لحظه با تو بودن قشنگتر از بهشته .






پاسخ نیکسا : منم آهنگ غریب روزگارم
غمی در انتهای سینه دارم
تمام هستی ام یک قلب پاک است
که آن را زیر پایت می گذارم.
كامران
پنجشنبه 31 تیر 1389 10:54 ق.ظ
تو خودت قشنگترین شعر و غزل ، ترانه ای / واسه زندگی کردن جز تو ندارم بهانه ای .







سکوت من فردای بلند دوست داشتن توست ، دوست داشتن تو افسانه نیست ، باورش کن .







سلام خوبی ؟


گلم شوخی كردم باهات قهرم



خواستم جاتو توی قلبم تنگ تر كنم





نه شوخی بود



عشق یعنی دستهایم مال تو / چشم های خسته ام دنبال تو / عشق یعنی ما گرفتار همیم / دوستدار هم وفادار همیم .



پاسخ نیکسا : هیچ می دانی رمز عاشق بودن هرکس بر چیست؟
ساده بودن ،ساده دیدن ، ساده پذیرفتن!!
پس ساده میگویم ، ساده باور کن که دوستت دارم.
كامران
پنجشنبه 31 تیر 1389 10:49 ق.ظ
تقدیم به آنکه محبتش در خاطرم ، خاطرش در یادم و یادش در دلم زنده است .










اگر تنها گناهم دوست داشتن توست ، تنها گناهی است که توبه نخواهم کرد !












این عشق است که میسازد و می سوزد و شاید ترانه ایست که هردم آوایش در دل جاریست ، لیکن هرچه هست زیباست .





پاسخ نیکسا : واسه من فردا قشنگه
با تو باشه رنگارنگه
اگه باشی مهربونم
همدم شیرین زبونم
واسه من سالها که
سهله نام تو به یاد میمونه
كامران
پنجشنبه 31 تیر 1389 10:03 ق.ظ
سلام 1 روز نیستی


1 سال طلبت


قهر قهر قهر



اون كیه به جای تو جواب میده ؟؟؟؟


پاسخ نیکسا : کی ؟
کدوم جواب؟
خودمم بابا.
راستی دیروز اومدم وبلاگ خودمون اما نظرا رو باز نکرد هر چی کردم . اما مطلبت و خوندم.
redlove
چهارشنبه 30 تیر 1389 08:41 ب.ظ
ارسال نظر تو وب جدیدت مشکل داره ؟؟
خلاصه که من چون خیلی بهت لطف دارم خواستم نظر بدم ولی بلاگفا
بی تربیته.....
پاسخ نیکسا : آره نمیدونم که، اعصاب خورد کنه.
قاطی کرده همه وبلاگایه بلاگفا این طوری شده.
redlove
چهارشنبه 30 تیر 1389 08:39 ب.ظ

نیکسا تورو به خدا یه کم تحول یه کم تنوع
پاسخ نیکسا : به خدا انقدر درگیر کارامم که همینم با زور میرسم. تو که خودت میدونی چه قدر کار دارم تنوع میخوای؟
كامران
چهارشنبه 30 تیر 1389 04:55 ب.ظ
و در آخر اینكه



پاسخ نیکسا : ودر آخر اینکه نمیخواد این همه زحمت بکشی.
كامران
چهارشنبه 30 تیر 1389 04:54 ب.ظ
قابلیت انسان ها


خوب بستگی داره چیا رو میگی



اگه درباره ذهن باشه آره خوبه


اگه درباره غریزه باشه اونم بد نیست

( عمل . عكس العمل )


اگه درباره احساس باشه خوبه


در كل قابلیتهای زیادی ما داریم


ولی حیوانات

شاید چند تا اونم از رو غریزه


ولی به نظر من توی حیوانات مورچه پیروز تر هست


میدونم یه مقدار موضوع از مسیر منحرف

شد


ولی از مورچه خوشم میاد



با حرفت تا حدودی موافقم


ولی انسان كلا به چند چیز استواره


مثلا یكیش غذاش كه نیاز هر دو طرفه


یكیش آزادی كه نیاز هر شخص یا هر ...



بعد اینكه قابلیت های حیوان هم خوبه

هیچ موجودی عبث آفریده نمیشه



انسان كه دیگه واصه خودش شاه هست


خلاصه اینكه همین دیگه


گفتم چند تا خط بتایپم


و یه كم دلیل ها تو بشنوم
پاسخ نیکسا : خوبه یه جور دیالکتیک
من دوست دارم بحث کنم.
نه منظورم این بود گاهی آدما خیلی بدتر از حیوانات میشن . ظلم و ستم هایی به هم نوع هاشون میکنن که حیوانات هم این کارا ر نمیکنن.
به قول کارو
هیچ حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردان با جان انسان می کنند
بذار کل شعرشو برات بنویسم .
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
آدمیت مرده بود گر چه آدم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود گر چه آدم زنده بود
بعد هی دنیا پر از آدم شد و این آسیاب گشت و گشت

سالها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغا آدمیت برنگشت
قرن ما قرن مرگ انسانیت است
سینه دنیا ز خوبیها تهی است
من که از پژمردن یک شاخه گل
از مرگ یک قناری در قفس
از تنهایی یک مرد در زنجیر
زهر در سینه و زهر مارم بسوست
مرگ را از کجا باور کنیم
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردان با جان انسان میکنند
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ و محبت مرگ وعشق
كامران
چهارشنبه 30 تیر 1389 01:34 ب.ظ
20 تا گل برای خودت

چون نمرت پیش من 20




كامران
چهارشنبه 30 تیر 1389 01:32 ب.ظ
به من گفتند دنیا زشت است


من باورم شد


به من گفتند دنیا 2 روز است


من باورم شد


به من گفتند تجربه دیگران را استفاده كن


من باورم شد


ولی حال میبینم كه فقط 1 حرف درست بود


در این دنیا و 2 حرف دیگر غلط


دنیا با وجود عشق زیباست


دنیا هیچوقت 2 روز نبود


و اما نكته درست :تجربه دیگران را استفاده كن



پس من دنیا را در 1چیز یافتم


یكی خودت عشق من



با تو همیشگیست



گلم نوشته بالا كار خودم بود البته

چند تا بود ولی خلاصش اینطوریه





i love you
پاسخ نیکسا : خدایی خیلی طبع شاعرانه داری.
نگفتی چه رشته ای درس میخونی؟
اگه ادبیات نباشه عجیبه . تو باید یه شاعری ویسنده ای میشدی.
كامران
چهارشنبه 30 تیر 1389 01:17 ب.ظ
من اسیر واژه محبتم ، خالی از کینه دل و حسادتم ، عاشق دست های با رفاقتم ، زندگی اینجوری داده عادتم .

كامران
چهارشنبه 30 تیر 1389 01:16 ب.ظ
قسمت دوم



بدین معرفت با قلب زندگی کنید و جزئی از آن شوید

اما اگر از ترس بلا و آزمون تنها طالب آرامش و لذت های عشق باشید

خوشتر آنکه عریانی خود بپوشانید

و از دم تیغ خرمن کوب عشق بگریزید

به دنیایی که از گردش فصلها در آن نشانی نیست

جایی که شما می خندید اما تمامی خنده خود را بر لب نمی آورید

و می گریید اما تمامی اشکهای خود را فرو نمی ریزید .

عشق هدیه ای نمی دهد مگر از گوهر ذات خویش

و هدیه ای نمی پذیرد مگر از گوهر ذات خویش .

عشق نه مالک است و نه مملوک .

زیرا عشق برای عشق کافی است

وقتی که عاشق می شوید مگویید(خداوند در قلب من است ) بلکه بگویید (من در قلب خداوند جای دارم).

و گمان مکنید که زمام عشق در دست شماست بلکه این عشق است که اگر شما را شایسته بیند حرکت شما را هدایت می کند .

عشق را هیچ آرزو نیست مگر آنکه به ذات خویش در رسد .

اما اگر شما عاشقید و آرزویی می جویید

آرزو کنید که ذوب شوید و همچون جویباری باشید که با شتاب میرود و برای شب آواز میخوند

آرزو کنید که رنج بیش از حد مهربان بودن را تجربه کنید .

آرزو کنید زخم خورده فهم خود از عشق باشید و خون شما به رغبت و شادی بر خاک ریزد

آرزو کنید سپیده دم برخیزید و بالهای قلبتان را بگشایید

و سپاس گویید که یک روز دیگر از حیات عشق به شما عطا شده است .

آرزو کنید که هنگام ظهر بیارامید و به وجد و هیجان عشق بیاندیشید

آرزو کنید که شب هنگام با دلی حق شناس و پر سپاس به خانه باز آیید

و به خواب روید با دعایی در دل برای معشوق و آوازی بر لب در ستایش او.
كامران
چهارشنبه 30 تیر 1389 01:16 ب.ظ
سلام گلم


خوبی


یك مطلب دیدم گفتم براتون بنویسم




قسمت اول



نگاه المیترا گفت:با ما از عشق سخن بگوی.(المیترا نخستین کسی بود که به رسالتش ایمان اورد)

پیامبر سر براورد ونگاهی به مردم انداخت وسکوت وارامش مردم را فراگفته بود.سپس با صدائی ژرف ورسا گفت:

هر زمانی که عشق اشارتی به شما کرد در پی او بشتابید

هر چند راه او سخت و ناهموار باشد.

و هرزمان بالهای عشق شما دربر گرفت خود رابه اوسپارید

هر چند که تیغهای پنهان در بال وپرش ممکن است ما را مجروح کند

و هر زمان که عشق با شما سخن گوید او را باور کنید

هر چند دعوت او رویاهای شما را چون باد مغرب در هم کوبد و باغ شما را خزان کند

زیرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر می نهد به سلیب نیز می کشد

و چنانکه شما را می رویاند شاخ و برگ شما را هرس می کند

در آفتاب می رقصند نوازش می کند

همچنین تا عمیق ترین ریشه های شما پایین میرود و آنها را که به زمین چسبیده اند

تکان می دهد .

عشق شما را چون خوشه های گندم دسته می کند

آنگاه شما را به خرمن کوب از پرده خوشه بیرون می آورد

و سپس به غربال باد دانه را از کاه می رهاند

و به گردش آسیاب می سپارد تا آرد سپید از آن بیرون آید

سپس شما را خمیر می کند تا نرم وانعطاف پذیر شوید

و بعد از آن شما را بر آتش مقدس می نهد تا برای ضیافت مقدس خداوند نان مقدس شوید

عشق با شما چنین رفتارها می کند تا به اسرار قلب خود معرفت یابید

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30